العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)
236
بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)
( في وجه واحده ) يعنى در يك خانه و كلمه غاضره از غضاره بمعنى نعمت و وسعت و زيبائى و زندگى خوش است يعنى دنيا در عين طراوت و خوبى اقسام بلاها را بروز ميدهد ، ( قد اشتغلت ) يعنى دنيا ترا بزيبائى منظر خود از ياد آخرت واداشته ، و اجام بجيم از تاجم النّار يعنى حرارت آتش شديد شد و با حاء بدون نقطه و دو ميم يعنى احمام از احمّ الماء يعنى آب را گرم نمود . ( فاحمتك ) ضمير در فاحمت به دار كه قبلا ذكر شده برميگردد و آن دار دنياست يعنى خانه دنيا ترا از خانه آخرت بازداشت در قاموس گويد حمى الشيء يعنى او را بازداشت و حمى المريض ما يضرّه يعنى مريض را از آنچه به او ضرر ميزد جلو گرفت ، بنا بر اين احتمى و تحمّى يعنى خوددارى كرد و احمى المكان يعنى براى آن مكان حريم قائل شد و به او نزديك نميشود و حمى من الشيء بر وزن رضى يعنى از آن چيز بدش آمد ، و گويد كبس البئر و النّهر يعنى چاه و نهر را پر از خاك كرد و كبس رأسه في ثوبه يعنى سرش را در جامهاش داخل و پنهان نمود و كبس داره يعنى بخانهاش يورش برد و احتياط نمود و گويد عبق به الطيب بر وزن فرح يعنى بوى خوش به او چسبيد و ممكن است بجاى عوابق عواتق باشد كه جمع عاتق است و عاتق كنيزى را گويند كه تازه خود را شناخته و هنوز ازدواج نكرده اين بيان از فيروزآبادى نقل شده و گويد : حور جمع احور و حوراء چشمى را گويند كه سفيدى و سياهى آن زياد و پررنگ و حدقه چشم گرد و پلكهاى آن نازك و اطراف آن سفيد باشد يا چشمى كه سفيدى و سياهى او زياد در بدن بسيار سفيد يا چشم سياه آهوئى را گويند كه در آدميان نيست ولى چشم انسان را به او تشبيه ميكنند . فرمايش حضرت كه فرمود ( على زيادات من ربّهم ) يعنى نعمتهاى آنها كه بيشتر از اندازه اعمال آنهاست چنانچه خداوند ميفرمايد : مردم نيكوكار به نيكوترين پاداش عمل خود و زيادت لطف خدا نائل شوند « 1 » و در جاى ديگر
--> ( 1 ) سورهء يونس آيه 26 .